عصر روز يكشنبه 28 مردادماه 1386، ساعت 17 و30 دقيقه مجموعه هنرپژوهي نقش جهان فرهنگستان هنر ميزبان فرهيختان، علاقهمندان و دانشجويان رشته مرمت، معماري و شهرسازي بود كه براي بزرگداشت دكتر باقرآيتاللهزاده شيرازي، استاد پيشكسوت معماري و مرمت، گرد هم آمده بودند.
از جمله چهرههاي شاخص حاضر در اين جلسه ميتوان به سيد محمد بهشتي، مدير گروه معماري و شهرسازي فرهنگستان هنر، مهدي حجت مدرس پرديس هنرهاي زيباي تهران، شهريار عدل پژوهشگر سازمان ميراث فرهنگي كشور، اسكندر مختاري مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري بم و محور تاريخي تهران و محمد حسن محبعلي مدير پايگاه ميراث جهاني سلطانيه اشاره كرد.
جلسه با سخنان سيد محمد بهشتي آغاز شد. وي دكتر شيرازي را شيخ المشايخ حفاظت و مرمت آثار تاريخي معرفي كرد و گفت:« استمرار فعاليت، اشراف و تسلط به موضوع، علم، تجربه، مديريت گسترده و تربيت كارشناسان خبره از جمله ويژگيهاي دكتر شيرازي است كه دست به دست هم دادهاند و جايگاه ايشان را چنان ترسيم كردهاند كه نام ميراث فرهنگي، معماري، مرمت و ... ما را تنها به ياد دكتر باقر آيتالله زاده شيرازي مياندازد.»
بهشتي تصريح كرد.« در طول تاريخ فرهنگ و هنر، شخصيتهاي مختلف داراي ويژگيهاي خاصي شدهاند تا آن جا كه گاهي يك شخص را نماينده يك امر ميدانيم. مثلاً شاعران زيادي بودهاند كه مثنوي سرودهاند، اما وقتي اسم مولانا مي آيد، نامش با مثنوي عجين است؛ گويا مثنوي فقط مال مولانا است. در امر حفاظت و مرمت هم اين امتياز و ويژگي با نام دكتر باقر آيتالله زاده شيرازي براي ما تداعي ميشود.»
بهشتي درباره ديگر صفات دكتر شيرازي گفت:« در بعضي جاها كه براي ما صورت ظاهر اهميت پيدا مي كرد، دكتر شيرازي افق هاي دورتري را ميديد و چيزهايي را متوجه ميشد كه ما فكر نكرده بوديم. هرجا براي ما حرف زدن سخت بود، ايشان اين كار را ميكرد و ....»
او در ادامه به كنگره بم اشاره كرد و گفت:« دكتر زماني دست به اين كار زد كه شايد هيچ فعاليتي به اين اندازه اهميت نداشت. ايشان با اين اقدام تمام بنيه كارشناسي معماري كشور را بسيج كرد تا در اين زمينه بنويسند و توليد كنند. اين در حالي بود كه پزشكان براي ايشان سكون و استراحت را تجويز كرده بودند، اما ايشان مدام به گوشه و كنار كشور ميرفت و جوانان را راهنمايي ميكرد. همين روحيه شاگرد پروري ايشان سبب شده است كه بسياري از چهرههاي شاخص معماري و مرمت مستقيم يا با واسطه خود را شاگرد دكتر شيرازي بدانند.»
دكتر مهدي حجت درباره جامعيت شخصيت دكتر شيرازي، بستر خانوادگي و مجموعه عواملي كه در موفقيت ايشان مؤثر بوده است صحبت كرد. حجت با تاكيد بر اينكه داشتن رابطه عاطفي و نزديك با دكتر شيرازي مانع از راحت صحبت كردن درباره اوست، جامعيت شخصيت دكتر شيرازي را مهمترين وجه اين استاد پيشكسوت دانست. وي به حوادث سالهاي 31 تا 42 ، كودتاي زمان دكتر مصدق و بعد ورود دكتر شيرازي به دانشكده هنرهاي زيبا اشاره كرد و گفت:« آن دوره باورترين دوران اين دانشكده بود، چرا كه پيشتر هنوز جا نيفتاده بود و بعد هم ديگر تكرار نشد.» حجت ادامه داد: دكتر شيرازي پس از ادامه تحصيل در اروپا به ايران برگشت و به اصفهان رفت. در آنجا همة آموختههايش را با يك فهم عميق و دادههاي اجتماعي كه جامعه را دچار دگرگوني ميكرد به كار گرفت و بدين ترتيب اصفهان بستر تجربيات ايشان شد. بنابراين ميتوان گفت پس از پيروزي انقلاب اسلامي، دكتر شيرازي مهمترين چهرهاي بود كه هدايت امور را عهدهدار شد.»
حجت از مجله «اثر» و مجموعه مقالات کنگره تاريخ معماری و شهرسازی ايران که در بم برگزار شد، به عنوان برترين منابع و دانشنامههاي معماري ايران نام برد كه به سرپرستي دكتر شيرازي به چاپ رسيدهاند. وي تصريح كرد:« اگر امروز از شخصيت دكتر شيرازي قدرداني ميكنيم، محصول يك اتفاق نيست، بلكه محصول رويدادهاي شگفتانگيزي است كه خداوند باعث شده است تا در مقاطع حساس كشور از ميراث فرهنگي ما حفاظت شود. چه بسا اگر چنين افرادي نبودند كه با پاي فشاري كار كنند، ما راه ديگري رفته بوديم.»
وي در خاتمه توصيه كرد كه هيئتي فراهم شود تا مطالب عظيم و ويسعي كه در ذهن ايشان است ثبت و جزو گنجينه كشور حفاظت شود.
مهندس محمد حسن محبعلي، مدير پايگاه ميراث جهاني سلطانيه نيز دكتر شيرازي را مددكار تصميمگيري و اجرا دانست؛ راهنمايي كه جئت و جسارت اجرا را به ديگران القا ميكند. محبعلي يادآور شد در كار معماري، زماني كه عش و علاقه كنار ميرود، تنها يك رابطه عرفاني خاص باقي ميماند كه اين مسائل همه در وجود دكتر شيرازي حل شده.
وي مهمترين مشكل در امور مرمت و حفاظت را جرات تصميمگيري دانست و ادامه داد:« در اين مورد هميشه سراغ دكتر شيرازي ميروم و با ايشان مشورت ميكنم. ايشان هم با علم و آگاهي جرئت و قوت قلب به من مي دهند.»
شهريار عدل، ديگر كارشناس حاضر در جلسه نيز از دكتر شيرازي به عنوان يك دايرهالمعاف بهويژه در مورد اصفهان نام برد، كه نميشود در اين زمينه اقدام به كاري كرد و از ايشان سؤال نكرد. عدل به جايزه جهاني«آقاخان» اشاره كرد كه در اولين سال تاسيس، دكتر شيرازي و اوژنو گالديري آن را به طور مشترك دريافت كردند. وي خاطر نشان كرد از هر غيرايراني كه راجع به معماري ايران سؤال كنيم، نام دكتر شيرازي را به عنوان صاحبنظر خواهد برد.
در ادامه، دكتر اسكندرمختاري، مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري بم و محور تاريخي تهران، گفت:«دكتر شيرازي چيزي بيشتر از يك كارشناس، صاحبنظر و مرجع ديگران است؛ حكم ايشان حكم نهايي است و در هر مسئلهاي كه با ايشان صحبت كنيد، از منظر ديگر وارد بحث خواهد شد.» مختاري از دكتر شيرازي به عنوان منتقدي نام برد كه موشكافانه همه مسائل را باز مي كند و هيچ وقت شيفته موجهاي رايج نميشود و بيشتر جوهر را ميبيند تا صورت.
مدير پايگاه ميراث فرهنگي و گردشگري زندگي دكتر شيرازي را به سه دوره تقسيم كرد: نخست، فعاليت در دفتر فني حفاظت آثار باستاني در اصفهان از سال 1345 تا زمان انقلاب؛ دوم، زماني كه ميراث فرهنگي مورد مخاطره قرار گرفت، اما ايشان كاري كرد كه ايران از اين موضوع سربلند بيرون بيايد؛ سوم دوران بازنشستگي كه در اين دوره نيز همچنان تاثيرگذار و مرجع هستند.
وي افزود: «اين استاد به حقيقتي دست پيدا كرد كه اين مهم براي هركسي ميسر و مقدور نيست. مهمتر آنكه هر وقت راجع به مسئلهاي با ايشان صحبت ميكنيم، از منظري ديگر وارد بحث ميشود و افقهاي جديدي را پيش چشم ما باز ميكند.»
وي يادآور شد:« دكتر شيرازي هميشه دوست داشته مؤلف باشد و گاهي هم كه به اجبار به امور مديريت پرداخته، بسيار مؤثر بوده است؛ مانند ساماندهي ميراث فرهنگي در سالهاي ملتهب پس از انقلاب كه كار بسيار سختي بود.»
پس از سخنان حاضران، دکتر باقر آيتالله زاده شيرازي به روي صحنه آمد و با قرائت آيه «انا لانضيع اجر من احسن عملا (آیه 30، سوره کهف) به درستی که ما اجر کسی را که کار خير انجام میدهد، ضايع نمیگردانيم، گفت : در كودكي از پدرم پرسيدم كه چه كاره شوم؟ گفت: كاري كه خدا را راضي كند. من هم ديدم چه كاري بهتر از تعمير مسجد و امامزاده. پس سعي كردم اين كار را به نحو احسن انجام دهم.» وي افزود: « نسل ما كه جنگ جهاني دوم، نهضت آزاديخواهي و مقاطع ديگر را ديده بود، وجدان كاري خاصي داشت. وجدان كاري بهترين سرمايهاي است كه هركس مي تواند داشته باشد.» دكتر شيرازي تصريح كرد:« ما استعداد چنداني نداشتيم، اما مثل ژاپنيها خيلي كار كرديم، چون معتقد بوديم كار را بايد در حد كمال، حسن نيت و خوبي انجام داد.»
وی سخنان خود را با اين بيت از سعدی به پايان رسانيد که:
همه سرمايه سعدی سخن شيرين بود
واين از او ماند، ندانم که چه با او برود
اين آخرين حرفهايي بود كه از زبان دكتر شيرازي شنيده شد. استاد لحظاتي بعد و هنگامي كه ديگر حاظران در نشست درباره خاطرات و علاقه خود به ايشان صحبت ميكردند، دچار حمله قلبي شد و در هنگامی که نوای ملکوتی اذان مغرب به گوش میرسد، در جمع دوستان، همکاران، دانشجويان و علاقهمندان خود اين دنيای فانی را وداع گفت.